تبليغاتX
.:: نارگیل ، شکلات شیری ، نوستالوژی ::.
دوشنبه 1386/01/13
نیکول ریتچی از پاریس هیلتون کینه ای به دل ندارد

 

نیکول ریچی به رسانه ها گفت که از پاریس هیلتون کینه ای به دل ندارد و حاضر است با او ازدواج کند.
بعد از اینکه پاریس برای آشتی با نیکول پا پیش گذاشت به نظر می رسد که دل نیکول به رحم آمده و می خواهد با پاریس آشتی کند.
ریتچی به مجله " در دسترس " گفت :" من نیز پاریس را دوست دارم و باید اعتراف کنم که دلم برایش تنگ شده است. او دختر خوبی است و اختلاف ما به راحتی قابل حل می باشد. "
او همچنین افزود :" پاریس هر گاه که بخواهد می تواند به دیدن من بیاید و در خانه من برای او همیشه باز است."
در صورتی که این دو هنرپیشه با هم آشتی بکنند کارگردان مجموعه " زندگی ساده " دیگر مشکلی برای کار با آن ها نخواهد داشت.
عدم آشتی این دو هنرپیشه می توانست به قیمت از دست دادن کارشان تمام شود.

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 4:17 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
نام پاریس هیلتون در کتاب رکوردهای جهان ثبت شد
 

پاریس هیلتون هنرپیشه پرآوازه سینما توانست در سن 25 سالگی نام خود را در کتاب رکوردهای جهان ثبت کند.
نام این هنرپیشه خواننده و مجری 25 ساله برنامه های تلوزیون به علت این که 5 سال به طور متناوب محبوب ترین هنرمند مردم بوده است در این کتاب جای گرفت.
سخنگوی کتاب رکوردهای جهان گفت :" ما تمام نظر سنجی هایی که در 5 سال گذشته انجام شده بود را مطالعه کرده و دریافتیم که هیلتون همواره در صدر این نظر سنجی قرار داشته است.
هیلتون از اینکه نام وی در این کتاب ثبت شده بسیار خوشحال است و به خود می بالد.

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 4:12 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
اطلاعات شخصی پاریس هیلتون و دوستانش در اینترنت منتشر شد

هک شدن گوشی موبایل پاریس هلتون موجب شد تا محتویات آن از سوی افرادی در اینترنت مورد سواستفاده قرار بگیرد. شماره تلفن ها و آدرس های ایمیل تعدای از دوستان مشهور و معروف او بعد از هک شدن گوشی او بطور مرموزی در اینترنت قرار گرفته است. نام تعدای از این ستاره ها که اطلاعات شخصی شان لو رفته است به این قرار است :

ا

ندی رادیک (تنیسور), کریستن آگولرا (بازیگر), امینم (خواننده رپ(, اشلی سیمسون, آنا کورنیکوا (بازیگر), وین دیزل.

FBI در حال انجام تحقیقات گسترده ای در این زمینه است اما تا به حال به سرنخی نرسیده است. در مقاله New York Daily News می خوانیم :

" چگونگی منتشر شدن اسامی و شماره های این ستاره ها در اینترنت هنوز مشخص نشده است اما این اقدام تنها چند روز پس از پذیرش مسئولیت هک شدن وب سایت شرکت T-Mobile توسط گروه techno-crook و نفوذ به حساب میلیون ها مشتری این شرکت از جمله پاریس هیلتون, اتفاق افتاده است.

هکر جوان 22 ساله ای به نام نیکولاس یاکوبسن مسئولیت نفوذ به یکی از حساب های این شرکت را پذیرفته است. ظاهرا یاکوبسن و سایر خرابکاران کامپیوتری با نفوذ و دسترسی به فایل های شخصی sidekick افراد مشهور خودشان را سرگرم می کنند. "

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 4:10 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
شناسنامه فیلم سنتوری

 

کارگردان: داریوش مهرجویی

تهیه کننده: داریوش مهرجویی، فرامرز فرازمند

بازیگران: بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان، رویا تیموریان، مائده طهماسبی، نادر سلیمانی، سیامک خواهانی

فیلمنامه: داریوش مهرجویی، وحیده محمدی فر

مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری

موسیقی: اردلان کامکار

تاریخ اکران: -

 

خلاصه داستان: این فیلم روایت زندگی یک آهنگساز و نوازنده است که در زندگی‌اش با گرفتاری ها و مشکلاتی روبرو می‌شود.

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 3:39 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
نگاهی به فیلم سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی

در زندگی فیلم هایی هست كه مثل « ساز « روح را آهسته و نه در انزوا، می نوازند و جلا می دهند،این فیلمها غالباً آنچنان وجودت را تسخیر می كنند كه هنگام خروج از سالن تاریك سینما، خودت را در تاریكی دیگری به نام دل اسیر می بینی . تو دیگر از آن خودت نیستی، فكرت و ذهنت آنقدر درگیر فیلم و آدمهایش شده است كه دیگر این جهان و آدمهایش را به هیچ می انگاری و پوچ می بینی!
سنتوری از آن دست فیلم هاست،شاهكار دیگری از كارگردان شاهكار سینمای ایران،داریوش مهرجویی!كارگردانی كه در طول تمامی این سالها هر بار به نوعی غافلگیرمان كرده است. كارگردانی كه می داند چه بسازد كه شگفت زده،گیج و دیوانه مان كند.
سنتوری قصه ی خواننده و نوازنده ی مشهور و چیره دستی است كه اعتیاد او را از پای در می آورد و او را روانه ی آشغالدونی ها می كند. داستان دردناك مردی كه به تدریج از عشق آسمانی اش « سنتور » فاصله می گیرد و عاشق شیطانی به نام « دوا » می شود.
اگر « مهمان مامان » خاطره ی اجاره نشین ها را در یاد ها زنده می كرد، سنتوری به شدت یادآور « هامون » است، هامون مدل 85. علی سنتوری همان سرگشتگی ها، تنهایی ها، خل بازی های حمید هامون را تجربه می كند و به دنبال یك راه گریز است.او عاقبت راه گریز را در « دوا » می یابد و به تدریج همه چیزش را بر باد می دهد.اعتیاد همسرش،هانیه را از او می گیرد، دوستانش را از او دور می كند و دردناكتر از همه اینكه سنتورش را از او جدا می كند تا جایی كه او سنتور را به زمین می اندازد و می گوید: « تو چی میگی تو بغل من؟ هرچی كشیدم از دست توئه! »
علی بدبخت، علی تنها و علی پرغم كه روزگاری با صدایش و با نوای سنتورش آدمها را به وجد می آورد ،حالا تنهای تنها در میان كارتن خواب ها سر می كند و در میان آشغال ها به دنبال غذا می گردد.
سكانس سوسیس سرخ كردن علی و آمدن تدریجی فقرا و شریك شدن آنها در غذای ساده ی او، به همراه موسیقی بی نظیر اردوان كامكار و صدای دلنشین محسن چاوشی در ترانه ی سنگ صبور، یكی از فوق العاده ترین صحنه های فیلم است. از آن سكانس های خیره كننده ای كه كاركرد هماهنگی میان صدا و تصویر را به زیبایی به معرض نمایش می گذارد.

رفیق من سنگ صبور غم هام / به دیدنم بیا كه خیلی تنهام
هیشكی نمی فهمه چه حالی دارم/ چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها/ خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی/ پیر شدم پیر تو ای جوونی

مهرجویی حتی در این تلخ ترین اثرش هم دلش نمی آید كه ناامید رهایمان كند. بازگشت شكوهمند علی سنتوری به زندگی و آشتی دوباره ی او با سازش سنتور، می توانست خنده دارترین پایان برای چنین فیلمی باشد، اما مهارت استاد در پرداخت این صحنه ها آنقدر چشمگیر است كه تو چاره ای جز باورنداری!
بهرام رادان بی نظیر است. او چه در روزهای اوج و چه در شبهای سقوط علی سنتوری و نیز در تمامی سكانس های مربوط به كنسرت ها، درخشان ظاهر می شود و نشانه هایی از یك بازیگر حرفه ای كامل را بروز می دهد. سكانس های مشترك میان رادان و گلشیفته فراهانی، شیطنت های عاشقانه شان (بخصوص سكانس بازی با شال گردن)،مسحور كننده از آب در آمده است.
بی صبرانه متظر اكران عمومی « سنتوری » هستیم. « سنتوری » را باید بارها و بارها دید و كیف كرد و به كارگردان بزرگش درود فرستاد و آنگاه درباره ی ارزش هایش و اندك كاستی هایش مفصل نوشت!

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 3:38 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
شناسنامه فیلم خون بازی

کارگردان: رخشان بنی اعتماد

تهیه کننده: -

بازیگران: بیتا فرهی، باران کوثری، مسعود رایگان، بهرام رادان، مهیار جاویدی، سینا زند، فرید ولی زاده

فیلمنامه: رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب، نغمه ثمینی

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی

طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی

صدابردار: یدالله نجفی

تاریخ اکران: -

 

خلاصه داستان:  فیلم درباره دختری است به نام سارا که همراه مادرش عازم سفر می شود. سفری در کشاکش خون بازی برای التیام زخمی به عمق تباهی.

 

یادداشت: « خون بازی » پس از « گیلانه » (1383) نهمین ساخته رخشان بنی اعتماد و دومین تجربه مشترک کارگردانی اش با محسن عبدالوهاب است.

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 3:29 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/01/13
نگاهی به فیلم خون بازی

رخشان بنی اعتماد در جدیدترین ساخته خود "خون بازی" موقعیت و شرایطی را به وجود می آورد که هر بیننده ای را در مدت زمانی کوتاه مسحور می کند و او را به شدت می ترساند. موقعیت این فیلم با آن که اجرایی سیاه و سفید است اما رد قرمز خون شخصیت تا پایان بر پرده می ماند.
به جهت نمایشی یک اثر داستانی بر اساس سه شکل کلی موقعیت، شخصیت یا اتفاق (حادثه) شکل می گیرد. از نظر کارشناسان شروع یک فیلم با اتفاق و تداوم یافتن این شرایط موثرترین وجه تصویرسازی برای جذب مخاطب محسوب می شود. اما درخشنده در این فیلم از ابتدا به سراغ یک موقعیت می رود. یعنی بیننده با رابطه نزدیک و در عین حال عجیب یک زن و دختر مواجه می شود که ارتباط بسیار نزدیکی با همدیگر دارند. این آغاز درست همانند این است که شخصی با چراغ قوه در یک اتاق کاملا" تاریک را باز کند و با شعاع نور محدود چراغ قوه بخواهد آرام آرام تمام اشیا آن را شناسایی کند.
ایجاد این شرایط فقط برای یک سینماگر حرفه ای امکانپذیر است. چون باید شرایطی را فراهم بیاورد که این آغاز ذهن بیننده را آزار ندهد، بلکه برعکس باعث ایجاد سوال و حس کشف در مخاطب شود و او به سمت فهم اندیشه های صاحب اثر بر اساس نشانی هایی که می دهد، حرکتی مداوم و آرام داشته باشد. به خصوص که پیش از اکران فیلم خبرهای زیادی در مورد مضمون کلی فیلم و رویکرد بنی اعتماد به سمت تصویر معتادان انتشار پیدا کرده بود و بیننده با این ذهنیت در سالن حضور داشت. این اتفاق به خوبی در "خون بازی" می افتد و بیننده به جستجوی ذهنی درباره وقایع آینده قصه می پردازد.
بسیاری این ایراد را بر "خون بازی" گرفته اند که فیلم قصه و شخصیت ندارد. حقیقت اینجاست که اگر با رویکرد یک اثر موقعیت محور به فیلم نگاه کنیم این مشکل حل می شود. نکته مهم دیگر این که در شرایطی که سینما به سمت آثار پست مدرنیستی می رود و قصه در سینما تبدیل به بستری برای بیان مفاهیم در می آید و تصویرسازی رکن اصلی آثار سینمایی می شود، دیگر انتظار قصه گویی از فیلم یا شخصیت پردازی با بیان جزییات چندان منطقی به نظر نمی رسد. البته هر اثر از جایگاه خاص خود برخوردار است. اما وقتی فیلم سعی دارد شرایطی دشوار و حتی منحصر به فرد را تصویر کند، دیگر نیازی به داستانسرایی یا شخصیت پردازیهای عمیق احساس نمی شود.
طی سالهای گذشته آثار سینمایی زیادی در خصوص به تصویر کشیدن وضعیت معتادان جامعه، علت گرایش به مواد افیونی و فلاکت و بدبختی آمیخته با فقر معتادان به تصویر کشیده شده است که همه آنها یک داستان با شاخ و برگهایی برای بیان برخی از جزییات را دنبال کرده اند. اما در این فیلم همه چیز در این راستا حرکت می کند که بیننده با شرایط نامناسب، پیچیده و حتی تحقیرآمیز یک دختر معتاد آشنا شود. به خصوص که این دختر از نسل جوان است و مواد مخدر همین نسل را مصرف می کند. موادی که روی ذهن و روان اشخاص به شدت تاثیر می گذارد و در عین شیوه و زمان مصرف آن بسیار آسان و در عین کوتاه مدت است.
"خون بازی" برشی از زندگی دختری به نام سارا است که خود را برای ازدواج با نامزدش آماده می کند که در کانادا به سر می برد و چند هفته دیگر به ایران می آید تا مراسم ازدواج را برگزار کند. مادر سارا در تلاش است تا او را با خود به شمال ببرد تا زیر نظر خواهرش مواد مخدر را ترک کند. در حالی که تا کنون چند بار این کار را کرده است.
فیلم به نسبت داستان ساده از اتفاقات اندکی برخوردار است. تلاش سارا برای به دست آوردن مواد مخدر، جدل با مادر برای مصرف دوباره، تلاش برای ایجاد ارتباطی اندک بین مادر و پدرش که مدت قبل جدا شده اند و نیاز به بازپروری و ازدواج با نامزدش اصلی ترین اتفاقات فیلم را شامل می شود. افزایش اعتیاد در بین جوانان، سهولت در به دست آوردن مواد مخدر در شهر، وجود اعتیاد در بین تمامی طبقات افراد جامعه، از هم گسیختگی خانواده عاملی برای تمایل به اعتیاد، اهمیت توجه و نظارت دقیق والدین بر رفتار جوانان و روابط شان با دوستان و تمایل به فساد در میان معتادان و دلالان مواد مخدر از جمله مسایلی است که در فیلم به آنها اشاره می شود و در برخی مواقع کارگردان بر آن تاکید دارد،اما این فیلم بیش از آن که قصد داشته باشد یک اثر اجتماعی پند آموز باشد، به دنبال هشدار دادن است.
در شیوه ارایه تراژدی کلاسیک شرایطی در قصه پیش می آید که بیننده به تزکیه نفس (کاتارسیز) برسد. این حالت با استفاده از ترساندن مخاطب به وجود می آید. به همین خاطر نویسنده یک تراژدی کلاسیک صحنه هایی بسیار دلخراش برخوردار از قتل و خشونت به وجود می آورد که بیننده دچار ترس درونی شود. در تراژدی مدرن این تزکیه با طرح موقعیتهایی به وجود می آید که بیننده نسبت به آنها آگاهی نسبی دارد، اما به عمق فاجعه پی نبرده است. "خون بازی" همین شیوه را پی می گیرد. یعنی یک دختر معتاد را در شرایطی تصویر می کند که بیننده نسبت به شخصیت احساس ترحم یا دلسوزی ندارد حتی از او متنفر نمی شود. بلکه این اندیشه در ذهن مخاطب جای می گیرد که این شرایط ممکن است برای هر شخصی به وجود بیاید و مقام انسانی را تا این اندازه پست کند. به همین خاطر این فیلم را باید بیشتر از جنبه ساختاری مورد بررسی قرار داد تا مضمون. چون همه عوامل به کار گرفته می شود که بیننده از تماشای اتفاقی عجیب سخت متاثر شود.
بنی اعتماد در آثار قبلی خود نیز به مسئله قرار دادن مخاطب در شرایطی ویژه و ترساننده توجه داشته و به عبارتی در ساخته های قبلی خود خلق چنین موقعیتی را مشق کرده است، اما این کارگردان در آثار قبلی خود به عنصر قصه توجه خاصی نشان می دهد و داستان پردازی رکن اصلی اثر را دربر می گیرد. "نرگس"، "روسری آبی"، "زیر پوست شهر" و حتی "گیلانه" با آن که موقعیتهای عمومی و در عین حال خاصی را به تصویر می کشند، اما قصه راهی است برای این که شخصیت مسیر مشخصی را طی کند تا دچار تحول شود یا موقعیت خود را به گونه ای تغییر دهد. اما در "خون بازی" شخصیت زندگی عادی خود را می کند و مشکل اصلی در شیوه زندگی است. تحول و تغییر مطرح نیست. مسئله اصلی تضادی است که در زندگی شخصیت با مادر و نیازهای درونی وی به وجود می آید.
استفاده از فیلم سیاه و سفید بهترین انتخاب برای نشان دادن مضمون است. در اثر تضاد و تقابل موج می زند. سارا مواد مخدر می خواهد، مادر مانع است و این تضاد تا پایان ادامه می یابد. رنگ از زندگی این مادر و دختر رفته است و اعتیاد باعث به هم ریختگی و نابودی تمامی آرزوها و حرکت به سمت یک زندگی عادی می شود. در عین حال سیاه و سفید بودن فیلم با کنتراستهای خاصی که این شیوه با خود همراه می آورد، تاکید زیادی بر سیاهی ها را در پی دارد. همه چیز از زاویه محدود و بیمارگونه نگاه یک مادر و دختر گرفتار مطرح می شود که هیچ شادی و نشاطی در زندگی آنها وجود ندارد. همه چیز رو به نابودی و از دست رفتن است.
اصولا" تکیه اصلی این فیلم بر دو عنصر بازیگری و فیلمبرداری قرار گرفته است که اگر کوچکترین ایرادی در هر کدام از این عناصر به وجود می آمد، فیلم تبدیل به اثری کم رمق و حتی بدون کیفیت می شد. استفاده گسترده و مناسب از دوربین روی دست، طراحی و به کارگیری میزانسنهای بسیار دقیق و خلق سکانسهای که بدون تردید در سینمای ایران ماندگار خواهد شد در این فیلم به صورت گسترده ای دیده می شود. سکانس مربوط به لحظه ای که سارا مواد مخدر می خرد و هنگام مصرف آن متوجه می شود که خاک است و ضبط این لحظه از بالا همراه با نگاه منجمد و بهت زده دختر بسیار تاثیرگذار است یا لحظه ای که در جاده شمال سارا التماس می کند که مواد مخدر را از مادرش بگیرد و سرانجام از لجنزار کنار جاده برای یافتن مواد سر در می آورد که نشاندهنده موقعیت واقعی دختر است، هیچگاه از ذهن مخاطب پاک نمی شود.
در این میان بازی فوق العاده خوب باران کوثری را نباید از یاد برد که نقش آفرینی شاخصی از خود نشان می دهد. البته از بازیگردانی بنی اعتماد هم نباید غافل شد. این کارگردان در آثار قبلی خود هم نشان داده است که تبحر خاصی در بازی گرفتن دارد. بازیهایی که فاطمه معتمد آریا و بهرام رادان در فیلم "گیلانه" از خود نشان می دهند، در هیچ کدام از آثار قبلی شان دیده نمی شود،هرچند که بازیگرانی حرفه ای و با سابقه هستند.
البته "خون بازی" با تمامی قوتی که در زمینه فیلمبرداری و بازیگری دارد، به همان نسبت از نظر تدوین موفق نیست. فیلم در برخی لحظات قطعهایی دارد که در شکل کلی روایت نوعی گسست ایجاد می کند. صحنه های مربوط به خرید مواد مخدر از پسر جوان درون ماشین و صحنه رگ زدن سارا هر چند در شکل گیری موقعیت کلی اثر قرار می گیرد، اما ریتم اثر را دستخوش تغییری ناخوشایند می کند. اگر این صحنه ها کوتاه تر می شد تا با استفاده از شیوه روایتی غیر خطی در لابه لای اثری جای می گرفت، در بیان تصویری فیلم موثرتر بود.
نوشته شده توسط بهمن صادقی در 3:28 | | لینک به این مطلب
شنبه 1386/01/11
فهرست کامل برندگان اسکار 2007

1

هفتاد و نهمين دوره مراسم اسکار که از ساعت 5 بعد از ظهر يکشنبه به وقت لس آنجلس (يک بامداد دوشنبه به وقت گرينويچ) آغاز شد و آکادمی علوم و هنرهای سينمايی برگزيدگان 24 رشته گوناگون را معرفی کرد.

بهترين فيلم

بابل
ميس سانشاین کوچک
از دست رفته
ملکه
نامه های ایووجیما

بهترين کارگردان

مارتين اسکورسيزی: از دست رفته
کلينت ايستوود: نامه های ایووجیما
استيون فريرز: ملکه
آلخاندور گونزالس اينياريتو: بابل
پل گرين گراس: يونايتد 93

بهترين بازيگر مرد

لئوناردو دی کاپريو: الماس خونين
فارست ويتاکر: آخرين پادشاه اسکاتلند
رايان گاسلينگ: Half Nelson
پيتر اوتول: ونوس
ويل اسميت: بدنبال خوشبختی

بهترين بازيگر زن

هلن ميرن: ملکه
جودی دنچ: يادداشتهای يک رسوايی
کيت وينسلت: بچه های کوچک
پنه لوپه کروز: بازگشت
مريل استريپ: شيطان پرادا می پوشد

بهترين بازيگر نقش مکمل مرد

ادی مورفی: دختران رويايی
آلن ارکين: ميس سانشاین کوچک
جايمون هونزو: الماس خونين
مارک والبرگ: از دست رفته
جکی ارل هالی: بچه های کوچک

بهترين بازيگر نقش مکمل زن

جنيفر هادسن: دختران رويايی
آدريانا باراس: بابل
رينکو کيکوچی: بابل
ابيگل برسلين: ميس سانشاین کوچک
کيت بلانچت: يادداشتهای يک رسوايی

بهترين فيلم زبان غير انگليسی

پس از عروسی - دانمارک
روزهای افتخار- الجزاير
هزارتوی پن - مکزيک
زندگی ديگران- آلمان
آب - کانادا

بهترين انيميشن بلند

ماشينها
Happy Feet
خانه هيولا

بهترين فيلمنامه اقتباسی

بورات
از دست رفته
بچه های کوچک
يادداشتهای يک رسوايی
فرزندان انسان

بهترين فيلمنامه اريژينال

بابل
ميس سانشاین کوچک
نامه های ایووجیما
ملکه
هزار توی پن

بهترين موسيقی

بابل
آلمانی خوب
ملکه
هزار توی پن
يادداشتهای يک رسوايی

بهترين ترانه

حقيقت تلخ - خواننده: مليسا اتريج
دختران رويايی - خواننده: جنيفر هادسن
دختران رويايی - خواننده: بيانسه نولز
دختران رويايی - خواننده: ادی مورفی، کيت رابينسون، آنيکا نانی رز
ماشينها - خواننده: جيمز تيلور

بهترين فيلم مستند بلند

شيطان را تحويل ما بدهيد
حقيقت تلخ
عراق متلاشی
کشور من، کشور من
Jesus Camp

بهترين فيلم مستند کوتاه

خون محله يينگژو
زندگی بازيافت شده
تمرين يک رويا
دو دست

بهترين جلوه های ويژه

دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
Poseidon
بازگشت سوپرمن

بهترين فيلمبرداری

کوکب سياه
فرزندان انسان
خيالباف
هزارتوی پن
پرستيژ

بهترين کارگردانی هنری

دختران رويايی
چوپان خوب
هزارتوی پن
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
پرستيژ

بهترين انيميشن کوتاه

شاعر دانمارکی
Lifted
دخترک کبريت فروش
استاد
حوصله ای برای ديوانه ها نيست

بهترين فيلم کوتاه

بينتا و ايده بزرگ
يکی خيلی زياده
هلمر و پسرش
ناجی
داستان کرانه باختری

بهترين طراحی لباس

طلسم گل طلايی
دختران ورطايی
ماری آنتوانت
ملکه
شيطان پرادا می پوشد

بهترين گريم

آپوکاليپتو
کليک
هزارتوی پن

بهترين ترکيب صدا

الماس خونين
دختران رويايی
پرچمهای پدران ما
آپوکاليپتو
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده

بهترين صداگذاری

الماس خونين
نامه های ايوو جيما
پرچمهای پدران ما
آپوکاليپتو
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده

بهترين تدوين

بابل
يونايتد 93
الماس خونين
از دست رفته
فرزندان انسان

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 16:37 | | لینک به این مطلب
شنبه 1386/01/11
بیو گرافی عزت الله انتظامی

عزت الله انتظامی - حکم

نام: عزت الله

نام خانوادگي: انتظامی

سمت (در بخش هاي):  بازیگری،فیلمنامه نویسی

......................................

تاريخ تولد: 1304

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................

 مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل  هنرهای زیبا

فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران در سال ١٣٥١.
شروع فعالیت هنری به عنوان پیش پرده خوان.
عزیمت به آلمان در سال ١٣٣٢.
تحصیل در مدرسه شبانه تاتر و سینما در هانوفر.
بازگشت به ایران در سال ١٣٣٧.
مشارکت در دوبله فیلم و استخدام در اداره هنرهای زیبای ایران در سال ١٣٣٨.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "واریته بهاری" (پرویز خطیبی) در سال ١٣٢٨.
نمایش "گاو" نوشته غلامحسین ساعدی با بازی او و علی نصیریان و دیگر هنرمندان تازه کار اما بااستعداد آن زمان داریوش مهرجویی را وادار کرد تا از روی این نمایشنامه و با همان اکیپ گروه بازیگری، فیلم "گاو" را بسازد. فیلم "گاو" ساخته شد و بازی عزت الله انتظامی شد یکی از بهترین نقش آفرینی های تاریخ سینمای ایران.
انتظامی پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای "حاجی واشنگتن"، "اجاره نشینها" ، "گراند سینما"، "هامون"، "بانو" ، "خانه خلوت" ، "ناصرالدین شاه اکتور سینما" ، "روز فرشته" ، "روسری آبی" ، "خانه ای روی آب" و "گاوخونی" اوج هنرنمایی او در کارنامه سینمایی اش است.
او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در سن 79 سالگی در فیلم "حکم" همکاری کرد. شاید نقش "رضا" در فیلم "حکم" یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای "پدرخوانده" را برایمان زنده کند.

 

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 16:36 | | لینک به این مطلب
شنبه 1386/01/11
بخشی از فیلمهایش

1385  مینای شهر خاموش ( امیرشهاب رضویان )  [بازیگر]

1384  ستاره ها - جلد اول: ستاره مي شود ( فریدون جیرانی )  [بازیگر]

1383  حکم ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1382  جایی برای زندگی ( محمدرضا بزرگ نیا )  [بازیگر]

1382  گاوخونی ( بهروز افخمی )  [بازیگر]

1381  دیوانه ای از قفس پرید ( احمدرضا معتمدی )  [بازیگر]

1380  خانه ای روی آب ( بهمن فرمان‌آرا )  [بازیگر]

1380  سایه روشن ( حسن هدایت )  [بازیگر]

1378  باد و شقایق ( ضیاءالدین دری )  [بازیگر]

1378  میکس ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1377  کمیته مجازات ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1376  جهان پهلوان تختی ( بهروز افخمی )  [بازیگر]

1375  طوفان ( محمدرضا بزرگ نیا )  [بازیگر]

1373  روز واقعه ( شهرام اسدی )  [بازیگر]

1373  روسری آبی ( رخشان بنی اعتماد )  [بازیگر]

1372  بازیچه ( تورج منصوری )  [بازیگر]

1372  روز فرشته ( بهروز افخمی )  [بازیگر-فیلمنامه نویس]

1372  جنگ نفت کش ها ( محمدرضا بزرگ نیا )  [بازیگر]

1370  بانو ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1370  خانه خلوت ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]

1370  ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف )  [بازیگر]

1369  سایه خیال ( حسین دلیر )  [بازیگر]

1368  هامون ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1367  گراند سینما ( حسن هدایت )  [بازیگر]

1367  کشتی آنجلیکا ( محمدرضا بزرگ نیا )  [بازیگر]

1367  در مسیر تندباد ( مسعود جعفری جوزانی )  [بازیگر]

1366  شیرک ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1366  جعفرخان از فرنگ برگشته ( علی حاتمی محمد متوسلانی )  [بازیگر]

1366  طهران روزگار نو ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1365  اجاره‌ نشین ها ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1365  شیر سنگی ( مسعود جعفری جوزانی )  [بازیگر]

1364  چمدان ( جلال مقدم )  [بازیگر]

1362  کمال ‌الملک ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1362  خانه عنکبوت ( علیرضا داودنژاد )  [بازیگر]

1361  حاجی واشنگتن ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1360  مدرسه‌ ای که می رفتیم ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1357  دایره مینا ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1355  ملکوت ( خسرو هریتاش )  [بازیگر]

1352  قیامت عشق ( هوشنگ حسامی )  [بازیگر]

1351  بی تا ( هژیر داریوش )  [بازیگر]

1351  صادق کرده ( ناصر تقوایی )  [بازیگر]

1351  ستارخان ( علی حاتمی )  [بازیگر]

1350  پستچی ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1349  آقای هالو ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1348  گاو ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1328  واریته بهار ( پرویز خطیبی )  [بازیگر]

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 16:35 | | لینک به این مطلب
شنبه 1386/01/11
بیوگرافی پیتر سلرز

پیتر سلرز. بازیگر

 

 او در سال 1925 در شهر کوچکی در انگلیس به دنیا آمد. از نمایش های دوره ای به تآتر لندن می رسد و سپس به تلویزیون راه می یابد. اولین فیلم بلندش را در سال1952 بازی می کند. در 1962 فیلم « آقای توپاز» را با شرکت خودش کارگردانی می کند.  

در 1965 بر اثر حمله ی قلبی حضور در فیلم « احمق مرا ببوس» اثر بیلی وایلدر را از دست می دهد. دو بار ازدواج با دو هنرپیشه به نام های آن هیز و بریت اکلند. دو بار نامزد جایزه ی اسکار برای فیلم های « دکتراسترنج لاو/1964» و « آنجا بودن/1979».

  او در سال 1980 فوت می کند. از جمله فیلم های مطرح او می توان به : پارتی/1968، تازه چه خبر پوسی کت؟ /1965، قاتلین پیرزن/1955، لولیتا/1962، دکتراسترنج لاو/1964، پلنگ

صورتی/1964، کازینو رویال/1967، نقشه ی شیطانی دکتر فومانچو/ 1980، اشاره کرد.

سلرز به دلیل بازی ها و گریم های متفاوت در فیلم های گوناگون به مرد پنجاه چهره ی سینما مشهور بود.

در سال 2004 فیلم « زندگی و مرگ پیتر سلرز» به کارگردانی " استیون هاپکینز" و با

بازی" جفری راش " در نقش سلرز ساخته شد.

نوشته شده توسط بهمن صادقی در 16:26 | | لینک به این مطلب